صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...
|
|
»
مدرسه ای در یک غار - روستای میائو، استان گوئیزو چین
»
10 خصوصیت زوجهای خوشبخت
»
عاشقانه ترین عبارات برای ابراز عشق
»
كمي تا قسمتي طنز و جدي با خاتمي
»
عشق در نگاه اول فقط جاذبه جنسی و خودپرستی است
»
بيوگرافي كامل شقايق دهقان از زبان خودش
»
چگونه از درس خواندن نتیجه بهتری بگیریم ؟
»
پيشگيري از سرطان سينه
»
عکس های حامد کمیلی
»
نكاتي براي حصول ازدواجي موفق و با دوام
»
تکنیکهای برقراری ارتباط برای انتخاب همسر
»
آيا عاشق شدن باعث اضافه وزن ميگردد؟
»
5 نوع ازدواج - شما جزء کدام گروه هستید؟
»
داستان طنز شكارچي
»
چگونه چاقي ران را از بين ببريم؟
_________________________________________________________________
بازديدها [] - |لینک به مطلب|
یك زوج در اوایل 60 سالگی، در یك رستوران كوچیك رمانتیك سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان یك پری كوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین
مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر كدومتون می تونین یك آرزو بكنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر كنم.
پری چوب جادووییش رو تكون داد و..
اجی مجی لا ترجی
دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیك QM2 در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، این خیلی رمانتیكه ولی چنین موقعیتی فقط یك بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین،
خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه كه همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!!
پری چوب جادوییش و چرخوند و.........
اجی مجی لا ترجی
و آقا 92 ساله شد
پيام اخلاقى:
مردا شايد ناسپاس باشن ولى پريا مؤنث اند
_________________________________________________________________
بازديدها [] - |لینک به مطلب|
1. روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود.
بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان 57 رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!
2. یه آه از ته دل کشید.
بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.
3. بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود.
بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!
4. آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.
بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.
5. اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.
6. سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.
7. بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت.
بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.
8. بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.
بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...
9. بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود.
بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.
10. ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.
بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!
11. بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد!
بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه مبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!
_________________________________________________________________
بازديدها [] - |لینک به مطلب|
سلام به همه بازدیدکنندگان عزیز امیدوارم لحظات خوشی رو در وبلاگ داشته باشید من رامتین دانشجوی رشته الکترونیک از لاهیجان منتظر انتقادات و پیشنهادات شما برای بهتر شدن وبلاگ هستم
ویرایش این سایت توسط رامتین رامتین شیطون بامزه صورت گرفته است .هر گونه کپي برداري از اين سايت طبق قانون مجازات متخلفين با آنها برخورد
خواهد شد
Copy right 2007.2008 Desing : muisc
فریدن+چاووشی+خواجه امیری+خراطها+علی اصحابی+بنیامین+آرش یوسفیان+هومن کامران+فرزاد فرزین+رامین بی باک و ...
